Eitaa-Logo-1030x10302

چرا سهم‌دار برگردان مناسبی برای واژه stakeholder است؟

پیشنهاد برگردان برای واژه در متون نظری و عملی برنامه‌ریزی شهری برای برگردان واژه  stakcholderاز عبارات مختلفی استفاده ‌شده است. متداول‌ترین برگردان، واژه «ذی‌نفع» است(حسن آبادی و همکاران،1396؛  نظری و سودیانی تهرانی،1392؛ عطاری گرگری و براتی، 1392؛ مهدوی نژاد و آقایی مهر،1391)، اما واژگان و عبارات دیگری نظیر «بهره‌ور» (سعیدی رضوانی،1385؛ فلاح زاده و محمودی پاتی،1394)، «ذی‌ربط» (عطاری گرگری و براتی، 1392) « ذی‌ربط و ذی‌نفع» (باقریان،1386)، « ذی‌نفع و ذی‌نفوذ» (ملک‌زاده و همکارارن،1396؛ سرخیلی و همکاران،1395)، « ذی‌مدخل» (عطاری گرگری و براتی، 1392) نیز در متون پژوهشی مختلف مطرح شده‌اند.

برای پیشنهاد برگردان مناسب، ابتدا لازم است هر یک از این برگردان‌ها تحلیل شوند. این تحلیل هم مزایا و معایب واژگان انتخابی را نشان می‌دهد و هم زمینه را برای پیشنهاد واژه‌ای مناسب‌تر فراهم می‌سازد. ضمن اینکه ممکن است این تحلیل به تأیید و پیشنهاد یکی از برگردان‌های ذکرشده نیز بینجامد. مزیت عمده تمامی واژگان پیش‌گفته این است که «ارتباط» میان فرد/گروه و اقدام/مداخله/فرایند را به‌ خوبی نشان می‌دهند؛ امری که در واژه stakcholder نیز به‌ وضوح مشخص است. با این‌حال، به ‌نظر می‌رسد هیچ‌ یک از برگردان‌های مذکور نیز خالی از اشکال نباشند. عبارت ذی‌نفع به‌ عنوان متداول‌ترین برگردان به ‌دلیل آن‌که حاوی واژه «نفع» است، نمی‌تواند به‌ خوبی گویای مفهوم stakcholder باشد؛ زیرا حتی کسانی که از یک اقدام/مداخله/فرایند زیان می‌بینند نیز stakcholder محسوب می‌شوند. واژه عربی نفع (در مقابل ضرر) نمی‌تواند به ‌خوبی این مفهوم را منتقل کند؛ زیرا بار مثبت داشته و به اثرات منفی مداخلات در زندگی stakcholder اشاره‌ای نمی‌کند. در فرهنگ‌های لغت نیز تنها بار مثبت برای واژه نفع ثبت‌شده است. همچنین، عبارت ذی‌نفع برساخته از ترکیب پیشوند عربی «ذی» (به معنی صاحب، دارا) و واژه عربی «نفع» بوده و ترکیبی کاملاً عربی محسوب می‌شود که خوانش آن به ‌دلیل وجود دو ساکن در انتهای واژه و همچنین قرار گرفتن حرف «ع» در پایان، دشوار است.

حسن بزرگ واژه «بهره‌ور» فارسی بودن تمامی اجزای آن است. هم واژه «بهره» و هم پسوند «ور» کاملاً فارسی هستند. اما واژه «بهره» در بهره‌ور نیز صرفاً به جنبه‌های مثبت اقدام/مداخله/فرایند اشاره دارد. اصالتاً یکی از برگردان‌های واژه عربی «نفع» در فرهنگ‌های لغت، همین واژه‌ی فارسی «بهره» است و بنابراین، این عبارت نیز همچون ذی‌نفع نمی‌تواند تمامی مفاهیم stakcholder را دربرداشته باشد.

یکی دیگر از عباراتی که در متون نظری و پیش ‌از آن در کلام شهرسازان دیده و شنیده می‌شود، عبارت ترکیبی «ذی‌نفع و ذی‌نفوذ» است. نه ‌تنها تمامی ایرادات کلمه ذی‌نفع به این ترکیب وارد است، بلکه یک ایراد بزرگ‌تر نیز متوجه آن است. یکی از تأکیدات جدی اندیشمندان درباره‌ی فرایندهای مشارکتی در برنامه‌ریزی و طراحی شهری (شهرسازی)، حذف یا تعدیل قدرت در مباحثات و گفتگوها درباره مداخلات شهری است. انتخاب واژه stakcholder در زبان انگلیسی و پرهیز از مشخص کردن «سهم» هر یک از stakcholder، ناشی از همین نگاه درست و علمی است. در واقع در عبارت stakcholder مستتر است که همه کسانی که سهمی در اقدام/مداخله/فرایند دارند، می‌توانند در فرایند مباحثه حضور یابند و اظهارنظر کنند. در مقابل، تفکیک stakcholder به دو دسته ذی‌نفع و ذی‌نفوذ دقیقاً مصداق نقض غرض است و از ابتدا قدرت را وارد فرایند مباحثه می‌کند. این ترکیب به «ذی‌نفعان» القا می‌کند که عده‌ای «ذی‌نفوذ» هستند که قدرت بیشتری در جهت‌دهی به تصمیمات و مباحثات دارند؛ قدرتی که نزد اذ استدلال درون مباحثه، بلکه از خارج از فرایند مباحثه می‌آید. افزون بر آن باید توجه کرد که عبارت «ذی‌نفوذ» در ادبیات علوم سیاسی تعریفی مشخص داشته و بیشتر به گروه‌های غیررسمی قدرتمند (گروه‌های فشار) اطلاق می‌شود(ربیعی مندجین و گیویان،1384؛ الوانی و همکاران، 1391) و کاربست آن در ادبیات شهرسازی، منجر به سوءبرداشت خواهد شد.با این توضیحات، به‌نظر می‌رسد یکی از نامناسب‌ترین انتخاب ها برای برگردان واژه دقیق و ظریف stakcholder عبارت «ذی‌نفع و ذی‌نفوذ» باشد.

دو برگردان پایانی، «ذی‌ربط» و «ذی‌مدخل» هستند. این واژگان نیز به‌خوبی ارتباط با اقدام/مداخله/فرایند را نشان می‌دهند، اما دو ایراد عمده به هر دوی آن‌ها می‌توان گرفت. اولین ایراد به عربی بودن این واژگان و به ‌ویژه پسوند «ذی» بازمی‌گردد که در زبان فارسی خوش نمی‌نشیند. دومین ایراد که جنبه محتوایی دارد، این است که ربط داشتن یا ذی‌مدخل بودن در اقدام/مداخله/پروژه، لزوماً به‌ معنای «سهم» داشتن در تبعات و نتایج آن نیست. برای مثال کاهش ارزش پول ملی به ‌دلیل تحریم‌های خارجی یا سوءمدیریت مقامات ارشد کشور ارتباط بسیاری با تصمیمات محلی دارد، اما عوامل خارجی و داخلی مسبب این اتفاق، لزوماً از تبعات و اثرات آن «سهم» نمی‌برند. آن‌ها صرفاً ذی‌ربط و ذی‌مدخل هستند، اما stakcholder محسوب نمی‌شوند. در واقع اگر بخواهیم مفهوم stakcholder را به عواملی تعبیر کنیم که به هر ترتیب با تصمیمات «ارتباط» دارند، عملاً می‌توان دایره گسترده و نامتناهی از عوامل، افراد، گروه‌ها و نهادها را stakcholder نامید بدون آن‌که تأثیری از تبعات و اثرات مداخله بپذیرند.

براساس مباحث پیش‌گفته، هر یک از برگردان‌های موجود موجود در ادبیات نظری برنامه‌ریزی و طراحی شهری، در تبیین مفهوم stakcholder دچار ایراداتی هستند؛ امری که پیشنهاد برگردانی مناسب برای این واژه را ضروری می‌سازد.

در ادبیات اقتصادی، برای برگردان واژه stakcholder از عبارت «سهام‌دار» استفاده ‌شده است. حسن واژه سهام‌دار آنست که هم ابعاد منفی و هم ابعاد مثبت را در بر می‌گیرد؛ زیرا ارزش سهام می‌تواند افزایش یا کاهش یابد. پرسش این است که آیا می‌توان از همین عبارت سهام‌دار برای برگردان stakcholder نیز بهره گرفت؟ به‌نظر می‌رسد پاسخ منفی باشد؛ زیرا داشتن سهام فرایندی رسمی است و بیشتر به امور اقتصادی مربوط می‌شود. این درحالی است که stakcholder علاوه‌ بر اثرگذاری/اثرپذیری اقتصادی، می‌تواند ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، زیست‌محیطی و… را نیز دربرگیرد. افزون بر آن، stakcholder لزوماً کسی نیست که یک فرایند قانونی را طی کرده باشد، بلکه صرف سکونت در یک محله/منطقه/شهر یا داشتن یک ویژگی خاص (مثلاً مرد بودن یا سرطان داشتن) می‌تواند فرد را به stakcholder یک مداخله تبدیل کند. برای مثال، همه‌ی مردهای بالای هجده سال، در ارتباط با خدمت سربازی stakcholder محسوب می‌شوند و همه بیماران سرطانی، stakcholder طرح ارائه تخفیفی داروهای سرطان هستند.

براساس آن‌چه گفته شد، پیشنهاد این نوشته به‌عنوان برگردان واژه‌ی stakcholder، عبارت «سهم‎دار» است. این واژه به‌خوبی به مهم‌ترین عنصر عبارت stakcholder یعنی «سهم داشتن» در اقدام/مداخله/فرایند اشاره دارد. ضمن اینکه ترکیبی از واژه «سهم» (از واژگان عربی که کاملاً در فارسی جا افتاده است) و پسوند فارسی «دار» (بجای ذی عربی) است که هم آن را به زبان فارسی نزدیک‌تر می‌کند و هم دشواری خوانش واژه ذی‌نفع را ندارد. واژه «سهم» برخلاف واژگان «نفع» و «بهره» صرفاً دارای بار مثبت نیست و می‌تواند ابعاد منفی را نیز در بر گیرد. همچنین، واژه «سهم‌دار» برخلاف عبارت «ذی‌نفع و ذی‌نفوذ»، تفاوتی میان قدرتمندان و شهروندان عادی قائل نمی‌شود و ذهنیت برابری را در مشارکت در مشارکت‌کنندگان ایجاد می‌کند.