تجربه‌نگاری برنامه جامع شهر اصفهان

این داستان:

مشاور تومشتش خوبس؟

مزیت‌ها و سختی‌های مشاور و ناظر توانمند برای کارفرما

نه، اشتباه خواندید!… عنوان را عرض می‌کنم. تو مشتِ مشاور چیزی نیست! لطفا دوباره بخوانید؛ با این راهنمایی که بین «تو» و «مشت» فاصله نیست و حرف سین آخرِ «خوبس»،‌ همان سینِ معروف لهجه اصفهانی هست، یعنی خوب است.

اگر درست خوانده باشید، متوجه پرسش کلیدی مطرح‌شده در عنوان شده‌اید: آیا مشاوری که در مشت کارفرما باشد خوب است؟ مشاوری که هرچه کارفرما امر کند، بگوید چشم؟ تا کمر جلوی کارفرما خم شود و هر لحظه که کارفرما اراده کند، مثل غول چراغ جادو، جلوی چشمش ظاهر شود؟

شاید اینگونه مشاوران برای برخی کارفرمایان مطلوب باشند اما محال است مشاوری هم اینقدر تومشت باشد، هم در حدی توانمند باشد که بتوان برای تهیه برنامه‌ جامع نوین به او اعتماد کرد. مشاوری که شایسته باشد، نازش خریدار دارد و اگر دیدید مشاوری برای گرفتن پروژه و ایضا حق الزحمه، هیچ خط قرمزی ندارد، اگر کارفرما هستید، به قول جوان‌ترها سریعا این رابطه تاکسیک را کات کنید!

البته در نقطه مقابل مشاوران سرسپرده، مشاوران لجوج قرار دارند که حرف، حرف خودشان است و به هیچ منطقی، حتی اصول مصرح در قرارداد نیز پایبند نیستند. با اینها هم باید بدون هرگونه مماشاتی برخورد کرد.

مشاوری شایسته برنامه جامع شهر شماست که هم کارکشته و توانمند باشد و هم به اصول اخلاقی و قواعد کار حرفه‌ای به خصوص به توافقات فی‌مابین و بویژه بند بند قرارداد پایبند باشد. او به واسطه دانش و مهارتش می‌تواند تسهیلگر توانمندی برای تدوین برنامه باشد و بواسطه اصول و تعهد اخلاقی که دارد، منفعت برنامه و شهر و سهم‌داران آن را فدای منفعت خودش نمی‌کند. ضمن اینکه وقتی توانمند باشد، از اعتبار بالایی برخوردار است، شبکه اجتماعی گسترده‌ای دارد و به این راحتی تسلیم زور و حرف‌های غیرمنطقی نمی‌شود.

کار با چنین مشاورانی، مشقاتی هم دارد. مشاور خوب مثل جنس خوب، متقاضیان زیادی دارد در حالیکه عرضه‌اش محدود است، پس هماهنگی زمانی با او سخت‌تر از یک مشاور معمولی است؛ چشم و گوش بسته دنباله‌رو کارفرما نیست؛ اگر کارفرما حرف منطقی می‌زند باید با صرف وقت و انرژی، مشاور را هم مجاب کند و اگر هم کارفرما غیرمنطقی باشد، مشاور محکم جلوی او می‌ایستد. سختی دیگر این است که وقتی مشاور، قوی باشد، به خصوص در برنامه‌های جامع چندبعدی، کارفرما برای هدایت کار قطعا به کمک سایرین نیاز خواهد داشت (داستان «شتر، اسب و کارفرما»). برخی اوقات، کارکردن با چنین مشاوری اینقدر برای کارفرما سخت می‌شود که ممکن است فیلش یاد هندستان و مشاوران تومشت کند؛ مشاوری که همچون ساربانِ آن شترِ رام، بدون نیاز به همراهی و همکاری کارفرما و سایر بازیگران کلیدی، بار را به منزل برساند و تاییدیه طرح را بگیرد، ولو اینکه بارش بجای زر و ابریشم، کاه و کلش باشد. برای کارفرما مهم این است که در انظار عمومی، خودش بی‌نیاز از کمک سایرین به نظر برسد.

یکی از دلایل مهم موفقیت برنامه جامع شهر اصفهان، درایت و شجاعت کارگروه انتخاب مشاور بود. کارگروهی ۱۹ نفره از ۷ سازمان که با تصمیم مدبرانه اداره کل راه و شهرسازی در سهیم‌کردن سایرین در انتخاب مشاور، شکل گرفت. شرح آن را در داستان «تقسیم می‌کنم،‌ پس هستیم» بیان کرده‌ام. این کارگروه به سه مشاوری بیشترین امتیاز را داد که کارکردن با آن‌ها سخت‌تر از بقیه بود و نهایتا هم سخت‌ترین را برگزید. فرایند انتخاب گروه نظارت شورای راهبری نیز گرچه متفاوت بود اما انصافا تیمی انتخاب شد که هم‌آورد مشاور باشد و طبعا چنین تیمی نیز، خودش صاحب‌سبک و صاحب‌اختیار است و همچون مشاور، بر حرف منطقی خود استوار.

اگر زمانی دیدید کارفرمایی می‌توانست مشاوری توانمند انتخاب کند اما چنین نکرد، یا درکی از ماهیت برنامه جامع نوین ندارد، یا به دنبال خروجی باکیفیت و به‌موقع نیست، یا توان و طاقت و مهارت سروکله‌زدن با مشاور توانمند را ندارد یا …. خدا را شکر که تا بحال سرنوشت برنامه جامع اصفهان چنین نبوده است.

احسان مالکی‌پور

مدیر هماهنگی برنامه