تجربهنگاری برنامه جامع شهر اصفهان
این داستان:
دو پادشاه در یک اقلیم
درباره جایگاه اداره کل راه و شهرسازی و مدیریت شهری (شورا و شهرداری) در «دستورالعمل مشارکت عمومی در طرحهای جامع شهری»
پرده اول داستان: سرمایه و انگیزه
قرار است یک برنامه جامع که ماهیاتا راهبردی فضایی مشارکتی است، در ابعاد اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، محیطزیستی، کالبدی، زیرساختی و حکمروایی، با کیفیتی در خور شان هر شهری، با ویژگیهایی که در داستان شتر، اسب و کارفرما در مورد شرح خدمات آن برشمردم در چارچوب همکاری دو پادشاه داستان- اداره کل راه و شهرسازی استان و مدیریت شهری- تهیه شود. دو پرسش کلیدی در ارتباط با راهبری و هدایت فرایند تهیه چنین برنامهای -تاکید میکنم هدایت فرایند، نه مباحث محتوایی- مطرح میشود:
- اداره کل راه و شهرسازی استان بیشتر از منابع و سرمایههای لازم برای تدوین برنامه جامع نوین برخوردار است یا مدیریت شهری (شورا و شهرداری)؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا انواع سرمایههای لازم را با کمک هوشواره GPT در جدول زیر تعیین شدهاند. در ادامه لازم است تفاوت تجربه برنامهریزی در قلمرو دو پادشاه را با تمرکز بر مورد اصفهان و بسیاری از کلانشهرها توضیح دهم. راه و شهرسازی از دیرباز در کارفرمایی و برونسپاری تهیه طرحهای جامع تیپ ۱۲ تجربه داشته است؛ یعنی آنچه طرحهای جامع با نگرش و روش نوین تا ۷۰ درصد با آن تفاوت دارند. در نقطه مقابل، مدیریت شهری اصفهان دست کم از نیمه دهه ۷۰ شمسی، سابقه انجام درونسازمانی و بعضا برونسپاری چرخه کامل برنامهریزی فضایی (تهیه، تصویب، اجرا، نظارت بر اجرا و بازنگری) و از نیمه دوم دهه هشتاد با شکلگیری معاونت برنامهریزی، تجربه چرخه کامل برنامه راهبردی فضایی که به مرور مشارکتیتر شده را در قالب برنامههای ۵ ساله شهرداری که برای شهر اصفهان نوشته میشود در کارنامه دارد. گرچه این برنامهها که به تصویب شورای شهر میرسد از حیث تنوع موضوعات و سهمداران (ذینفعان) کوچکتر از برنامههای جامع نوین است اما در عوض، حیات و ممات مدیریت شهری به آن وابسته است. زیرا هم اهداف و جهتگیریهای کلان و بلندمدت مدیریت شهری را مشخص میکند و هم برنامههای سالیانه شهرداری که بواسطه آن بودجه به این سازمان عریض و طویل تعلق میگیرد بر اساس همین برنامههای ۵ ساله تهیه میشود.
بر خلاف اداره کل راه و شهرسازی که در سابقهاش برونسپاری دهها طرح جامع تیپ ۱۲ وجود دارد، شبانهروز مدیریت شهری از دهه هشتاد تاکنون با تهیه، تصویب، اجرا، نظارت بر اجرا و بازنگری برنامه راهبردی فضایی مشارکتی سپری شده و در این راستا یک چشمانداز ۱۵ ساله و ۵ برنامه از این نوع تهیه کرده است؛ برنامههایی که بر خلاف طرح جامع سنتی که فقط تجویزهای کالبدی داشت، به اقتصاد، محیط زیست، حملونقل، فرهنگ و اجتماع نیز توجه داشته است. ماموریت تهیه برنامهریزی فضایی با محوریت معاونت برنامهریزی در شهرداریها به قدری جدی است که این معاونت افزون بر نزدیک به ۳۴ نیرویی که مستقیما در مدیریت برنامه و بودجه خودش شاغل هستند، در تکتک معاونتها (اقتصادی، فرهنگی – اجتماعی، محیط زیست و خدمات شهری، حملونقل، شهرسازی، و عمران)، مناطق و سازمانهای شهرداری همچون فضای سبز، نوسازی – بهسازی، حملونقل ریلی و اتوبوسرانی نیز کارشناسان کارکشته دارد که جمعا به ۲۵۰ نفر میرسند.
با توجه به تفاوت تجربه دو مجموعه راه و شهرسازی و مدیریت شهری در امر برنامهریزی راهبردی فضایی، و تفاوتهای بنیادین دیگری همچون سابقه شکلگیری دو مجموعه (انجمن شهر و بلدیه از زمان انقلاب مشروطه و وزارت آبادانی و مسکن در زمان پهلوی دوم)، چندبعدیبودن ماموریت مدیریت شهری در برابر تکبعدیبودن ماموریت اداره کل در حوزه طرحهای شهری (کالبد)، تفاوت میزان مواجهی مستقیم این دو مجموعه با سهمداران مختلف بویژه شهروندان و سایر تفاوتهایی از این دست، پاسخ من به پرسش دوم، پس از ۷ سال درگیری شبانهروزی با برنامه جامع، قطعا مدیریت شهری است. حتی بودجه قابل توجهی که برای تهیه برنامه جامع در اختیار اداره کل است، بدون سرمایههای مدیریت شهری به خوبی استفاده نخواهد شد. فرض کنید حجم زیادی از کالا در بندرگاههای یک کشور پهلو گرفته باشد. این کالاها بدون گمرک، جاده، پلیس راهور و ناوگان حملونقل جادهای هرگز به مقصد نخواهند رسید. البته اداره کل، برگ برندهای به نام سرمایه حقوقی دارد که مدیریت شهری ندارد و این سازمان را در مقام کارفرمایی برنامه، عقد قرارداد با مشاور، دبیر کارگروه زیربنایی و گروهکاریهای ذیل آن قرار میدهد.
انواع سرمایههای مورد نیاز در فرایند تدوین برنامه جامع ( برنامه راهبردی فضایی مشارکتی) | ||||
ردیف | سرمایه | تعریف عملیاتی | ابعاد اصلی | شاخصهای قابل سنجش |
1. | انسانی | ظرفیت تخصصی و حرفهای افراد برای تولید، ارزیابی و تلفیق محتوای برنامه و مدیریت فرایند مشارکتی | تخصص؛ تجربه؛ مهارت برنامهریزی؛ مهارت مشارکت؛ رهبری؛ تسهیلگری | تعداد و تنوع متخصصان؛ سابقه تدوین برنامه؛ تجربه مشارکت؛ آموزش مرتبط؛ توان تسهیل جلسات |
2. | سازمانی | ظرفیت نهادینهشده سازمان برای سازماندهی، یادگیری، هماهنگی و مدیریت فرایند تدوین برنامه | ساختار؛ فرایند؛ حافظه سازمانی؛ یادگیری؛ فرهنگ؛ رویهها؛ هماهنگی داخلی؛ دانش سازمانی | وجود واحد تخصصی؛ رویههای مدون؛ تجربه برنامههای قبلی؛ سازوکار انتقال دانش؛ مستندسازی؛ فرهنگ هماهنگی و مشارکت |
3. | اطلاعاتی | ظرفیت دسترسی، تولید، پردازش و اشتراک دادههای مورد نیاز برای تدوین برنامه | حجم؛ کیفیت؛ بهروز بودن؛ تنوع؛ دسترسی؛ یکپارچگی؛ قابلیت اشتراک | سیستمهای اطلاعات جغرافیایی؛ بانکهای اطلاعاتی؛ دادههای جمعیتی، کاربری، حملونقل و خدمات؛ بهروز بودن؛ قابلیت تبادل داده |
4. | مالی | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | کفایت؛ پایداری؛ انعطاف؛ استقلال مالی؛ سرعت تخصیص | بودجه اختصاصیافته؛ سهم هزینه تدوین از بودجه؛ امکان تأمین هزینه جلسات و مطالعات؛ سرعت تخصیص |
5. | کالبدی | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | فضا؛ دسترسی؛ تجهیزات؛ پراکنش مکانی؛ ظرفیت؛ کیفیت | تعداد سالنها؛ ظرفیت فضاها؛ تعداد مکانهای قابل استفاده در مناطق؛ تجهیزات؛ دسترسی گروههای مختلف |
6. | حقوقی | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | اختیار؛ صلاحیت؛ حقوق قانونی؛ مصوبات؛ قراردادها؛ امکان پیگیری | دامنه اختیارات شورا؛ اختیارات شهرداری؛ نقش قانونی در تهیه/تصویب؛ توان انعقاد قرارداد؛ قدرت اعمال مصوبات |
7. | اجتماعی | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | اعتماد؛ شبکه؛ همکاری؛ مشارکت؛ ارتباط؛ هنجارهای متقابل | میزان اعتماد؛ تعداد و تنوع گروههای مرتبط؛ سابقه همکاری؛ میزان مشارکت؛ تراکم شبکه روابط |
8. | رابطهای | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | روابط بینسازمانی؛ روابط با نخبگان؛ روابط حرفهای؛ روابط با ذینفعان | تعداد روابط کلیدی؛ استمرار روابط؛ سابقه همکاری؛ دسترسی به تصمیمگیران؛ کیفیت تعامل |
9. | نهادی | توان تأمین منابع مالی مورد نیاز برای مطالعات، مشاور، مشارکت و مدیریت فرایند تدوین | قواعد؛ سازوکار هماهنگی؛ رویه مشترک؛ اعتماد نهادی؛ حافظه نهادی؛ ظرفیت حل تعارض | وجود کمیتههای مشترک؛ توافقات؛ رویه هماهنگی؛ استمرار همکاری با تغییر مدیران؛ سازوکار حل اختلاف |
10. | سیاسی | توان ایجاد حمایت، اجماع و ائتلاف سیاسی برای پیشبرد فرایند تدوین برنامه | قدرت ائتلافسازی؛ حمایت سیاسی؛ اجماع؛ نفوذ؛ توان اقناع؛ مدیریت تعارض | حمایت اعضای شورا؛ حمایت شهردار؛ همراهی مقامات استانی؛ توان اجماعسازی؛ تعداد ائتلافهای مؤثر |
11. | نمادین | میزان منزلت، شأن و مشروعیت شناختهشده سازمان که به آن قدرت اقناع و اثرگذاری میدهد | منزلت؛ مشروعیت؛ شأن؛ اقتدار نمادین؛ هویت | میزان بهرسمیتشناختهشدن؛ جایگاه سازمان نزد متخصصان، دولت و جامعه؛ اعتبار ناشی از جایگاه قانونی/تاریخی |
- کدام یک انگیزه و دغدغه بیشتری در ارتباط با کیفیت و زمانبندی برنامه دارد: اداره کل راه و شهرسازی یا مدیریت شهری؟
در صفحه ۴۰ پیوست مصوبه 1400/05/04 شورایعالی شهرسازی و معماری، در تقسیم کار میان عاملان کلیدی مرتبط با برنامه جامع، قیدشده که استانداری طرح مصوب را به شورای اسلامی شهر و شهرداری جهت اجرا ابلاغ میکند. برنامه جامع، بالادست و پدر طرح تفصیلی خواهد بود و در حکم قانون اساسی شهر، آقابالاسری است که مدیریت شهری باید تا سالها تحت فرمان او عمل کند؛ در صورتیکه برنامه جامعِ یک شهر برای ادارات راه و شهرسازی استانها، حکم یکی از نوههای فراوان پدربزرگهای قدیمی را دارد؛ یاسمنی در میان سمنها! لازم به ذکر است استان اصفهان با ۱۰۶ شهر، پرشهرترین استان ایران است! از طرفی معاونتهای شهرسازی و معماری ادارات کل به دلیل درگیری روزمره با موضوعات مهم جاری، عادات کاری ویژهای دارند که با ویژگیهای سازمانی لازم برای مواجه با برنامههای بلندمدت در تضاد است. در صورتیکه مدیریت شهری همانطور که قبلا اشاره شد، معاونتی اختصاصی برای برنامههای بلندمدت دارد. حالا قضاوت کنید کدام مجموعه، فارغ از دغدغههای شخصی افراد، بیشترین انگیزه را برای بهبود کیفیت برنامه جامع شهر دارد و ضمنا زمانبندی و تدوین بهموقع آن برایش اهمیت بیشتری دارد؟
پرده دوم داستان: مسوولیت و اختیار
در دستورالعمل ارزنده و مفید مشارکت عمومی در طرحهای جامع شهری، مصوب 1405/02/14 شورایعالی شهرسازی و معماری ایران، در فصل دوم که به ساختار اجرایی و ترتیبات نهادی مشارکت پرداخته است (پیوست انتهای این داستان)، مسئولیتها یا وظایفی را بهدرستی برای مدیریت شهری برشمرده که تجربه اصفهان هم موید آن است و حتی بیشتر از این هم میتواند باشد. اما دو نکته کلیدی در ارتباط با این وظایف وجود دارد:
- وظایف مذکور، تقریبا همگی جدید و مختص برنامه جامع نوین بوده و مصداق واگذاری اختیارات قبلی کارفرما و مشاور به مدیریت شهری نیست. اگر قرار باشد یک برنامه فضایی راهبردی مشارکتیِ باکیفیت و بهموقع برای شهر تهیه شود، اساسا کسی جز مدیریت شهری توانایی انجام چنین وظایفی را ندارد. زیرا این وظایف بر اساس تفاوت سرمایهها و توانمندیهای اداره کل و مشاور در قیاس با سرمایههای مدیریت شهری تدوین شده است. البته نه اینکه ادارات کل نتوانند بدون کمک مدیریت شهری و سرمایههایش، تدوین برنامهای را هدایت کنند اما تفاوت در کیفیت خروجی، مشابه تفاوت سیاهی دانه فلفل و خال مهرویان خواهد بود.
- انجام این وظایف، مدیریت شهری را مستقیما در معرض پاسخگویی در قبال سهمداران قرار میدهد در حالیکه درباره برخی شرایط و الزامات کلیدی اجرای موفق این وظایف، اختیارات کافی ندارد. برای نمونه، وقتی تمام محیط شهر و بسترهای اطلاعرسانی مجازی شهری پر از تبلیغات مشارکت در برنامه جامع میشود؛ بسیاری از شهروندان و نخبگان بواسطه اعتبار مدیریت شهری و اعتماد به آن وارد عرصه برنامه میشوند؛ جلسات مشارکتی در فضاهای متعلق به مدیریت شهری برگزار میشود و حضور مسوولان مدیریت شهری در جلسات پررنگ است، خواهناخواه مدیریت شهری از چشم سهمداران، مسوول موفقیت و شکست برنامه قلمداد میشود. باور کنید در اصفهان بسیاری از شهروندان و حتی نخبگان مشارکتکننده در برنامه که اطلاعی از سازوکار تهیه برنامههای جامع ندارند، گمان میکنند متولی این برنامه، مدیریت شهری است و اینجاست که اعتبار و آبروی شورا و شهرداری، اهمیت بیشتری از بودجه اداره کل برای برنامه پیدا میکند. البته این پررنگ شدن مدیریت شهری که وابستگی مدیر هماهنگی برنامه (موضوع داستان «سالن اجلاس سران یا پل عابر پیاده») نیز آن را تشدید میکند پیامدهای منفی هم دارد که در داستان «کار دست کیه؟» به آن خواهم پرداخت.
اما آیا به همان اندازه که مدیریت شهری در قبال هدایت فرایند برنامه، وظیفه دارد و در اذهان عمومی مسوول است، در تصمیمات کلیدی هم اختیار دارد؟ بر اساس این دستورالعمل، خیر، اما در تجربه اصفهان آری. برای نمونه:
- مشاور توانمند یکی از شروط لازم موفقیت برنامه و فرایندهای مشارکتی آن است. در آییننامه مشارکت عمومی، انتخاب مشاور در اختیار اداره کل راه و شهرسازی استان است، اما در اصفهان با تدبیر اداره کل، ۱۹ نفر از ۷ سازمان از جمله شورای شهر و شهرداری در این انتخاب شراکت داشتند.
- شورای راهبری در این آییننامه یک نقش مشورتی-تخصصی برای اداره کل در هدایت برنامه دارد اما در اصفهان از ابتدای بازه نخست مطالعات در سال ۹۷، شورای مذکور از ارکان برنامه و یک نهاد هدایتکننده و تاییدکننده آن بود که ریاست آن را شورای شهر به عهده داشت. شورای راهبری در بازه دوم به یکی از گروهکاریهای کارگروه زیربنایی شورای برنامهریزی استان ارتقاء یافت که شورا و شهرداری از اعضای کلیدی آن هستند، هرچند رئیس آن راه و شهرسازی است.
- طراحی سازوکار مشارکت سهمداران در این آییننامه به عهده اداره کل است اما در اصفهان، این مدیریت شهری به خصوص شورای شهر بود که پیشطرحهای مشارکت را تهیه و به تایید شورای راهبری شامل اداره کل و مشاور میرساند و در اجرای فرایندهای مشارکتی، دوشادوش آنها حرکت میکرد.
اگر تجربه مشارکتی اصفهان به تعبیر معاون محترم وزیر راه و شهرسازی، در تاریخ برنامهریزی کشور بینظیر بوده است، به خاطر سیاستورزی اصفهانانه بوده نه اوامر حاکمانه. البته جالب است بدانید در لحظه نگارش این متن یعنی روز اربعین سنه ۱۴۰۵ شمسی، سرنوشت برنامه جامع اصفهان به تار مویی رسیده که اگر مسوولان امر درایت نکنند، از هم گسیخته خواهد شد. زیرا هنوز برخی عرصههای کلیدی تصمیم -همچون ریاست شورای راهبری – هستند که تناسب مسوولیت و اختیار بازیگران در آن لحاظ نشده است.
پرده آخر داستان
سه حالت برای آخر داستان متصور است که شانس وقوع گزینههای ۲ و ۳ هرچه شهر بزرگتر باشد، به خصوص در کلانشهرها، بیشتر است:
- مدیریت شهری، طابق نعل بالنعل به این آییننامه تن خواهد داد و پیامدهای منفی این بیاختیاری را به جان خواهد خرید.
- مدیریت شهری، خود را از این بازی کنار خواهد کشید یا با آن مقابله خواهد کرد که در هر دو حال، برنامه بیکیفیت و دیرهنگامی حاصل میشود.
- مدیریت شهری و سایر بازیگران کلیدی شامل وزارتخانه، استانداری و اداره کل، دغدغههای یکدیگر را درک خواهند کرد و از روزنههای آییننامه و فضاهای بازی غیرممنوعه، راهی برای حکمرانی دو پادشاه در یک اقلیم خواهند یافت؛ آنگونه که تاکنون در مورد اصفهان رخداده و تلاش خواهیم کرد در آینده نیز رخ دهد.
احسان مالکیپور
مدیر هماهنگی برنامه
پیوست
وظایف و مسئولیتهای اداره کل راه و شهرسازی استان:
- بهعنوان کارفرمای طرح، باید بستر لازم برای تحقق مشارکت عمومی در فرایند تهیه طرح را فراهم آورده و مسئول راهبری و نظارت بر اجرای فرآیند مشارکت عمومی است.
- پیش از آغاز طرح، چهارچوب، برنامه، سطح و ابزارهای مشارکت و نیز ضریب پیچیدگی را (بر اساس شیوهنامه موضوع بند ۴-۱۳) تعیین و به مشاور اعلام کند.
- انجام وظایف مربوطه به عنوان دبیرخانه شورای راهبری طرح جامع به منظور تسهیل روند مشارکت عمومی در تهیه طرح جامع بر اساس ضوابط و دستورالعملهای ابلاغی معاونت شهرسازی و معماری وزارت راه و شهرسازی در خصوص اهداف، اعضاء، وظایف و سازوکارهای قانونی تشکیل شورای راهبری؛
- آغاز فرآیند تهیه طرح به شیوه مشارکتی و نیز اطلاعرسانی و اعلام رسمی اهداف، مراحل و حدود مشارکت به صورت عمومی و تخصصی در همکاری با شهرداری و شورای شهر.
- برگزاری جلسهها و فعالیتهای مشارکتی را از نظر بیطرفی، شفافیت و رعایت الزامات دستورالعمل بهطور مستمر پایش و ارزیابی کند؛ و در صورت مشاهده انحراف، جهتدهی ذینفعانه یا نقص در اجرای فرآیند مشارکت، نسبت به اصلاح، توقف یا الزام مشاور به بازنگری اقدامات اقدام نماید.
- دسترسی عمومی شهروندان به اطلاعات، گزارشها و مستندات مشارکت را فراهم سازد.
- پیش از تأیید هر مرحله، تحقق الزامات این دستورالعمل را بهصورت مستند بررسی نماید.
- از سوءاستفادههای احتمالی، پیشگیری و سلامت مشارکت را از طریق تضمین حضور حداکثری گروههای متنوع کنشگران در جلسهها (به شرح جدول ۱ ماده ۳ دستورالعمل)، الزام مشاور به ثبت رسمی و مستندسازی تمامی نظرات (حتی نظرات مخالف یا اقلیت)، ممنوعیت استفاده تبلیغاتی یا سیاسی از جلسههای مشارکتی، پیشگیری از ارائه گزینههای از پیش تعیینشده بدون امکان انتخاب واقعی، ایجاد سازوکار گزارشدهی تخلفات فرآیند مشارکت توسط شهروندان یا ذینفعان تامین کند.
- مشارکت موثر دستگاههای مرتبط با طرح جامع را در جلسههای مشارکتی و نیز اعلام رسمی نظرات ایشان را کنترل، پایش و مستند کند.
- انتخاب مشاور معتبر، دارای صلاحیت حرفهای و مجرب در برنامهریزی مشارکتی را تضمین کند.
هم چنین موظف است مطابق شیوهنامه موضوع بند ۱۳-۴ عملکرد مشاور را ارزیابی کرده و نتیجه را بعنوان مبنای تصمیمگیری در ارجاعهای آتی کار در سوابق حرفهای وی لحاظ نماید. - فرهنگ مشارکت را در فرآیند تهیه طرحها از طریق برنامههای آموزشی و هماهنگی با رسانهها ترویج کند.
تبصره: عدم تحقق سطح آستانهای مشارکت مانع تأیید مرحله مربوطه است. تحقق سطح تعمیقی مشارکت (همتصمیمگیری) نیز بعنوان امتیاز مثبت در ارزیابی عملکرد و رتبهبندی مشاوران محسوب میشود و در فرآیندهای رتبهبندی و انتخاب مشاوران قابل استناد خواهد بود.
وظایف و مسئولیتهای شورای اسلامی شهر و شهرداری:
- فراهم نمودن بسترها و منابع لازم برای تحقق مشارکت موثر بعنوان پشتیبان اصلی فرآیند مشارکت در همکاری با مشاور و اداره کل راه و شهرسازی.
- شناسایی کنشگران و گروههای مستلزم مشارکت و انتقال آن به مشاور از طریق اداره کل.
- انجام وظایف و مسئولیتهای مربوطه به عنوان اعضای شورای راهبری طرح جامع شهر.
- اطلاعرسانی و فراخوانهای شفاف به شهروندان درباره اهداف، مراحل و حوزههای مشارکت در طرحهای شهری، از طریق رسانههای محلی، شبکههای اجتماعی و سامانههای آنلاین.
- کمک به تأمین منابع مالی و زیرساختی لازم برای برگزاری حضوری کارگاهها، جلسههای عمومی و تخصصی، چاپ و توزیع مواد آموزشی و اطلاعرسانی، و ایجاد سامانههای دیجیتال برای مشارکت آنلاین.
- کمک به فراهم کردن فضاهای مناسب، دسترسپذیر و ایمن برای برگزاری نشستهای عمومی و تخصصی مشارکتی و هماهنگی با مشاور برای زمانبندی و تجهیزات لازم.
- همکاری با اداره کل راه و شهرسازی و مشاور برای هماهنگی زمانبندی، دعوت از ذینفعان محلی و سازمانهای مردمنهاد، و تضمین حضور نمایندگان گروههای مختلف ذینفعان.
- طراحی و پیادهسازی پیشخوان شفافیت و مشارکت در طرحهای جامع شهری و بهروزرسانی مستمر آن با همکاری مشاور (تولید محتوای تخصصی و دادههای تحلیلی بر عهده مشاور است) و هماهنگی اتصال پیشخوان شفافیت و مشارکت در طرحهای جامع شهری با سامانهها و پلتفرمهای موجود وزارت راه و شهرسازی و جلوگیری از ایجاد سامانههای جزیرهای.
- کمک به جمعآوری، ثبت و آرشیو مستندات مشارکت، از جمله نظرات، بازخوردها و نتایج جلسهها، برای تضمین شفافیت و قابلیت ردیابی تصمیمها.